آشنایی با خلیلی های شهر صیدون استان خوزستان

شهر صیدون در استان خوزستان قرار دارد . فاصله ی این شهرتا اهواز(مرکز استان خوزستان)  حدود144 کیلو متر وحد فاصل آن تا باغملک 31 کیلومتر و تامرکز شهرستان رامهرمز60 کیلومتر می باشد.

این شهر کوچک وزیبا ، مرکز بخش صیدون از توابع شهرستان باغملک است. مردم بخش صیدون عموماً از ایل بزرگ بهمئی و لر زبان هستند.

خلیلی ها در مرکز بخش ( شهر صیدون) و روستاهای سردره – آبگرمک و گلال دوپران ساکن هستند .

آنها در مناطق ییلاقی و سردسیر امامزاده عبدالله (ع) ؛ روستاهای مرغزار – زواپ – اژه - نای آب – انگشنه – دره رپه – حوضک   و سرقوچ متعلق به خلیلی هاست و در مناطق دیگر مثل گندمکار وبرول با دیگر طوایف شراکت دارند.

از دیگر روستاهای استان خوزستان که خلیلی ها در آن جمعیت قابل توجه دارند ؛ میتوان به روستاهای  میداوود – رودزرد ماشین – رودزرد کاید رفیع – لالب اشاره کرد.

ضمن اینکه در شهرهای باغملک – رامهرمز و اهواز هم سکونت دارند.

خلیلی های خوزستان شامل چهار فامیل به نام های صفی – طاهر – ولی محمد و  رَضا ( رَهضا) می باشند .

علاوه برآن گروهها و طوایف دیگری هم به خلیلی ها منتسب هستند ، که می توان به طوایف رضای مراد ( رضاقلی) - بابساک –لطیف  سادات سید بیضاء (سید بهزاد) و گروهی از سادات سید ابراهیم بهزاد (منگزوری) و ... اشاره کرد.

قبل از انقلاب اسلامی طوایف مذکور تحت امر دو خانواده از خوانین قیصری بودند. گروهی  عباسقلی خان یزدان پناه و گروهی ولی خان قیصری . و همراه این دو خانواده از خوانین ؛ خوانین جزء دیگری نیز با خلیلی ها همسایه شدند که به خاطر پیوند های فامیلی (ازدواج) با خلیلی ها مخلوط شدند و در حال حاضر جزو خلیلی ها هستند.

 خلیلی ها در دوران جنگ تحمیلی دلاورانه در جبهه ها حضور یافتند و حاصل آن تقدیم بیش از 20 شهید و داشتن دهها جانباز و رزمنده است . اولین بسیجی شهید شهرستان باغملک هم شهید صالح آزور (سعادت طلب) فرزند حاج عبدصالح از خلیلی هاست و اولین جانباز قطع عضو و بالای 50 درصد شهرستان باغملک هم آقای موسی مرتضوی (آزور) فرزند حاج محمدصالح از خلیلی هاست.

منبع: وبلاگ حاج نورعلی سعادت طلب

تنها سلطانی که دلش بابخشیدن آرام میگیرد





 

 

 

عشق

خــــدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود، تنها کسی است که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد، با پای شکسته هم می توان سراغش رفت، تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر برمی دارد، تنها کسی است که وقتی همه رفتند می ماند، وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید، وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود و تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه کردن. خـــــــــــدا را برایتان آرزو دارم...... 

خاطره ای بنقل از بزرگان طایفه وبرگرفته از حواشی قرآنهای قدیمی

مرحوم کدخدادرمحمد خلیلی ازنوادگان مرحوم ذوالفقار عباس ازپدرش کربلایی درویش بزرگ وکدخدای سالهای 1290 تا1336 خورشیدی واو بنقل ازاجدادش تعریف کرده است:

دردوران حاکمیت رئیسی ها برسیستان مرحوم کمالخان جد بزرگ خلیلی ها یکی از امرا وکلانترهای شهر قدیمی رودبار واقع در30 کیلومتری شرق شهرسوخته بوده است .

رستم شاه رئیسی بواسطه صمیمیتی که کمالخان بارقبای او یعنی شهرکی ها وسرابندی ها داشته است یکی ازپسران کمالخان رابه بهانه آشناسازی بافنون جنگاوری نزدخود درقلعه رستم نگه داری میکرده  است.

 نام پسر جوان حسن بوده وبه دلیل زیرکی وذکاوتی که داشته بعداز چند سال جایگاه ویژه ای دردل خان ایجاد می کند. او بمرور ازنزدیکان ومشاوران رستم شاه رئیسی شده وآنقدر ارتباط نزدیکی با خان وبستگانش برقرار می کند که  دختر خان رئیسی سخت خواهان حسن کمالخان میگردد.

این مطلب راخان رئیسی نشانه مثبتی برای روابط خود وکمالخان دانسته طی نامه ای از کمالخان دعوت میکند برای برگزاری ازدواج پسرش به قلعه رستم بیاید.

دراثنای ارسال نامه شاه رستم به کمالخان در رامرود وامدن کمالخان به قلعه رستم که حدود یکهفته بطول می انجامد توطئه وحشتناکی رخ میدهد  تعدادی ازعموزادگان وبستگان رستم شاه که این وصلت رابا دختر خان برای طایفه رئیسی به مثابه تسلیم قدرت به خاندان کمالخان خلیل تلقی میکنند دریک حادثه دوستانه که همراه حسن دریکی ازتالابهای دریاچه مشغول شکار بودنند این جوان را ازپشت مورداصابت مستقیم گلوله قرار داده واو رابقتل میرسانند.

ساعاتی بعد جسم خونین وبی جان حسن جوان درمقابل چشمان خان وخانواده رستم شاه قرار میگیرد.

رستم شاه خواهان مشخص شدن قاتل میشود که همراهان حسن که عمدتا ازبستگان رستم شاه وازجنگاوران اوبودنند مرگ حسن جوان را سهوی وازروی اشتباه فردی عنوان کردنند.

کمالخان خلیل درحالیکه آماده مراسم عروسی پسرش بادختر خان رئیسی میشد مطلع گردید پسرش حسن بشکل مشکوکی دربین عساکر رئیسی ها کشته شده است.

او درسریعترین زمان نیروی کافی ازبین طایفه خود وطوایف وابسته اش من الجمله سنگچولی ها ، بلوچهای صفرزهی وشیبکها تدارک وقلعه محل سکونت خان رئسی رامحاصره نمود.

محاصره قلعه رئیسی ها30 روزبطول میانجامد وبالاخره خان رئیسی هامتعهد به خون بست میگرددودرقبال صلح مقدار10پاگاو زمین در اطراف ورمال و سکوهه، 30 نفر کنیز وغلام ، پنجاه خروار گندم وتعدادی تفنگ واسب عربی درقبال خون ناحق ریخته حسن جوان پرداخت وموقتا بین کمالخان خلیل وخان قلعه رستم ترک مخاصمه صورت میکیرد.

گفته میشود قنبرخان سربندی  ازعداوتی که بین کمالخان با خان رئیسی اتفاق می افتد استفاده و درصدد تقویت روابط با طایفه کمالخان خلیل میگردد ودرمنطقه رامرود ، سکوهه و ورمال برای خود وطایفه اش که درحرمک مستقر بودنند جای پای محکمی ایجاد می نماید.

این قضیه موجب گردید همزمان باضعف رئیسی ها خوانین سربندی باکمک دیگر سران طوایف وباطراحی دقیق و بمرور زمان سیطره خودراهمانگونه که درتاریخ ذکرشده برسیستان بگسترانند.

این داستان نشان میدهد طایفه خلیلی ازبدو ظهور حاکمیت سربندی ها برسیستان ازمتعهدترین طوایف به حکومت آنهابودنند وآنچنان به سرابندی اعم ازدرونی وبرونی نزدیک بودنند که ذوالفقار کرمانی درکتاب جغرافیای نیمروز درسال 1288 خورشیدی خلیلی هارا تیره ای ازایل سربندی قلمدادمیکند.   

  

تبارشناسی قوم خلیل در ایران و سیستان وبلوچستان

تيره هاي زير مجموعه ي طايفه خليل:

 تيره ي شاهميري :

تيره شهسواري :

تيره كرم بخشي(شاهکرمی):

ادامه نوشته

بزرگان معاصر طایفه خلیلی درسیستان وبلوچستان

دراین قسمت از تاریخ طایفه خلیل درسیستان سعی میگردد به ذکرنام تعدادی از بزرگان معاصر اعم از بزرگانی که درحال حاضر درمیان طایفه هستند ویا نیستند پرداخته شود .

ادامه نوشته