كلمه خليل درلغتنامه دهخدا به معناي دوست، رفيق، ويار آمده است وچون ريشه عربي دارد و كنيه ي يكي از پيامبران اولوالعزم است معمولا توسط مسلمانان ازاو بعنوان اسم بهره ميگيرند.

خليل نام طايفه اي است درسيستان كه قدمت حضور آنها درمحدوده سيستان فعلي به حدود پانصد سال قبل مي رسد ،اين قوم عنوان طايفه اي خودرا از نام جد دوازدهم خويش  يعني خليل ابن ميرخان ابن كمال خان گرفته است،گفته ميشود خليل درجزينك(جازونك ) مركزحكومتي سابق سيستان بادختر يكي از خوانين شهركي ازدواج كه نتيجه اين وصلت وسالها زيستن درسيستان طايفه فعلي خليل است كه بمرور زمان "ي" نسبت نيز گرفته وبعنوان خليلي شناخته ميشوند.

خواستگاه اصلي:

درخصوص خاستگاه اصلي اين طايفه نظرات گوناگوني موجود است كه غالب محققين آنهارا شاخه اي از ايل محمد حسني ميدانند كه به همانند شهركي ها ،سرابنديها،جهانتيغ ها،بزي هاو... ازمنطقه فارس به سيستان سابق كوچ يافته اند .

اماعده اي نيزمعتقدند طايفه خليل اصالتا بلوچ تبار بوده وبه ايل مِنگَل دربلوچستان پاكستان برميگردد اگرچه منگل ها خود نيز به گردان ونام آوران ساساني درفارس نسبت دارند.

برخلاف بعضي از طوايف بومي استان كه نام طايفه اي شان پيشاني سكنه بومي سيستان و بلوچستان به حساب مي آيند طايفه خليل ازعنوان ملي برخوردارند و دربسياري از استانهاي غيرهمجوار سيستان نيز، هم طايفه اي دارند اگرچه هنوزدرخصوص خويشاوندي آنها وارتباط واتصالشان تحقيق جامعي صورت نپذيرفته است .

محدوده جغرافيايي طايفه خليل:

1 - تحقيقات بعمل آمده ازطريق دهكده جهاني(اينترنت) حاكيست:دراستانهاي شمالي كشور ازجمله مازندران قوم خليلي درشهري به همين نام( خليل شهر ) زندگي ميكنندكه خود دروبلاگهاي انتخاباتي شان منشاء اوليه تجمعشان رادرخليل محله به حدود 185 سال قبل مي دانند.

وبلاگ اطلاع رساني شهرداري خليل شهر ، از تاريخچه قوم خليل اينگونه يادميكند:

"اين قوم درحدود185 سال قبل ازمنطقه (استان جنان)كه درهزارجريب بهشهر واقع است به محل كنوني مهاجرت كردنند،عده اي نيز معتقدند كه طايفه خليل درزمان احمدشاه وپس ازشكست دشمن توسط او به اينجا(منظور خليل شهر)آورده شده اند".

 اين وبلاگ اطلاع رساني شهرداري خليل شهر پيرامون وابستگي احتمالي قوم خليل ساكن اين منطقه باساير نقاط كشور اضافه مي كند :"قوم خليل غيرازخليل محله درمناطق ديگري مثل لرستان،مراغه،فيروزكوه، ساري، ونكا نيز مستقرشدند".

2- يكي ازايلات بزرگ كشور ايل بهمئي لرستان است كه ازطوائف زيرمجموعه اش طائفه خليلي ميباشد وافراد اين طائفه درشهرهاي لرستان،ايلام، كرمانشاه، همدان وفارس پراكنده اند.

3- استان خوزستان وشهر صيدون ، باغملك،واميديه ازجمله محل استقرار جمعيت بزرگي از طايفه خليل است كه نشان دهنده ي حوزه گسترده جغرافياي طايفه مذكور ميباشد.

4- شهرهاي بوالخير (بندر) خورموج ، خورشهاب وروستاهاي رستمي ، عامري ،گاهي و...ازتوابع استان بوشهر  محل سكونت خليلي هاست كه نفطه مشترك خليلي هاي سيستان با خليلي هاي تنگسو ودشتي كدخدا زاده بودن آنها ميباشد .

5- استان هرمزگان نيز ازطايفه اي بنام خليلي همانند همسايه غربي وشرقي اش برخوردارميباشد.

6- شهرستان بم يكي ديگر ازمناطقي است كه خمعيتي ازخليلي هاي مهاجرسيستاني رادرخود جاي داده است، 

7- استان خراسان جنوبي(بيرجند) واستان خراسان رضوي (سرخس ودرگز ) محل زندگي جمعيت بالايي ازخليلي هاي مهاجرسيستاني ميباشند.

شجره نامه ي طايفه:

1 _ جدچهاردهم طايفه خَليل ،كمال خان، مير وكلانتر شهر رودبارسيستان  دردوره حكومت محلي ريسي هاست  روابط صميمانه كمال خان باطوايف رئيسي وسربندي نقطه عطف زندگي سياسي واجتماعي طايفه مذكور رارقم زده است او ازذوق وقريحه شعر وشاعري نيز برخوردار بوده است گفته ميشود ديوان شعري از اوباقي مانده كه درحا حاضر گويا نزد ريش سفيدان طايفه صفرزهي موجود است.

لازم به توضيح اينكه طايفه صفرزهي نيز كمال خان را جدبزرگشان ميدانند.كمال خان داراي چندفرزند پسر بوده كه اسامي تعدادي ازآنها بشرح ذيل است -

(1) -حسن  (2) -ميرخان  (3) - شادي (4) خليل  (5) - احمد  (6) - صفر كه اخيرالذكر جد صفرزهي هاست وخليلي هاي سيستان ازنسل ميرخان ميباشند كه او فرزندي بنام خليل داشته كه خليل ها ازاو نسب دارند بطوريكه شعري به كمال خان منتسب است و ميگويد:

صباحي نو رسيدم برآبادي      سرم قربان تو ميرخان و شادي

بگفتار خود شاعر كمال خان    خليل خاني دگر دادي الهي

2_ ميرخان جدسيزدهم طايفه خليل ، او صاحب كاروان تجاري بوده ودراواخر عمر حكومت صفويان دركرمان زنداني ميگردد ولي باوساطت حكام شهركي سيستان وكرمان آزاد ميشود. خاطره زنداني شدن ميرخان نيز دراشعار كمال خان كاملا هويداست.

بلوچ سرحدهستم مير رودبار        عزيز اسكل هستم دوست بنجار

بگفتار خود شاعر كمال خان        دو نور ديده ام بندند به كرمان

3 _ خليل جددوازدهم طايفه : او درسفرهاي تجاري پدر وعموهايش به جواني پخته وآبديده تبديل ولي عشق اوبه يكي ازدختران طايفه سهركي ونهايتا ازدواج با او سرنوشتش را ازتجارت به سياست واموركدخدايي دراجتماع تغيير داد.

4_ شاهمير جد يازدهم طايفه خليل داراي چندفرزند پسر بوده كه كرم بخش جد خليلي هاي واصلان وگروهي ازشيبكهاي ده سوخته بحساب مي آيد.

5_ خدابخش جد دهم طايفه:

6_ برادران شاهمير + شاهسوار +شاهنظر +شاهكرم +شاهبيك جدنهم خليلي ها هستند كه هريك رئيس شاخه اي ازتبار خليلي بحساب مي آيند.

منابع: وبلاگ تنگسو ودشتي / وبلاك پايگاه اطلاع رساني شهرداري خليل شهر /كتاب جلد دوم .زادسروان سيستان.- نوشته رئيس الذاكرين